در روزای خون باروت دلتنگی خنجری است که با خشم در پهلویم میچرخد
بگو تو کجای این اشوبی میترسم نه از مرگ میترسم بی بیش از انکه دوباره چشماتو نبینم
یا شاید بی خبر یه روزی بیاد بشه ارزوم خندیدن
خیلی وقته که پرنده نمیخونه خیلی وقته دیگه هیچکس نمیمونه
خیلی وقته دیگه چشمات نمیخنده خیلی وقته خیلی وقته
مرا باور کن من به معجزه عشق در سکوت ایمان دارم
به این ایمان دارم می توان در قلب یک انفجار نام تورو چنان زمزمه کرد
اجیر ها یکا یک برای ابد لال شوند
بگو کجایی نقشه ای پر اشوب ایستاده ای
آهنگساز، تنظیم کننده و مدرس موسیقی
برای دانلود کامل و دسترسی نامحدود به آرشیو کامل سایت، همین حالا حساب کاربریت رو ارتقا بده.